ببین چقد پیر شدیم بابا
چند ساله گذشته از اون موقع ها
حدود شیش سال!
چقد بههمون اضافه شد
چقد آدم اومد و رفتن
یه عالمه حسای گنگ دارم
مفهوم ویجیلانته برام از هم همیشه بولد تره
و حس میکنم میدونم جی ارومم میکنه اما حب رسیدن یهش سخته
این ترم آی ای و امبدد پارم میکنن
و خب خودم خواستم که بردارمشون
یجوریایی ثابت کردنه ب خودم دیگه
دانشگام داره تموم میشه
ببین؟
۵ سال پیش آرزوم بود بیام تهرون
آرزوم بود برم شریف
ارزوم بود کامپیوتر بخونم
ارزوم بود ی آدم حسابی تو زندگیم باشه
حالا چی؟
همشو دارم
نه اونقدر رویاایی که فک میکردم
اما اورآل ازشش راضیم
ینی میشه چند سال دیگه نگاه کنم باز ببینم به آرزوهام رسیدم؟
اصن حالا که فک میکنم اان چندان هم آرزوی خاصی ندارم
یه زندگی آروم میخوام
کنار آدمایی که دوستشون دارم
حس پذیرش ک میخوامش
حس مفید بودن برای دنیام!
نمیدونم هنوز چجوری ولی میدونم فقط اینه ک منو راضی میکنه
الانم میخوام برم آی ای بزنم و خب باییی باییی
برچسب:
نویسنده: لیلا بختیاری